یک پرسش و یک پاسخ
"پرسش: يک موجود در رابطه با وجودي که در آن زندگي ميکند چه دِيني بر گردن دارد.؟
موجود به وجود صد در صد مديون است و بايد به وجود پرداخت کند این پرداخت کردن این است که خدماتي که در مسير زندگي پيش ميآيد را بايد درست انجام دهد. همان قدر که اين خدمات درست انجام گيرد ديگر مديون نخواهد بود. اين قضيه به هر حرکت عادي که در زندگي پيش ميآيد مربوط ميشود. خدمات را درست انجام دادن و يا درست پرداخت کردن اين است که هر قضيهاي که در مسير زندگي پيش ميآيد که بايد انجام دهد در آن "کار را براي خود کار انجام دهد". زيرا اگر کار را به خاطر قضيه ديگري انجام دهد آن کار جهت خودخواهانه خواهد گرفت و عمل به جاي اين که به اصطلاح صالح باشد ناصالح خواهد بود. تصور نکنيد اين که ميگويم اگر کار را براي خود کار انجام ندهيد يک دستور غیراخلاقي يا دستوري خلاف مقررات است و شما مرتکب عمل ناصالحي شده اید و مثلاً در دادگاهي یا در جايي حکمي براي شما صادر می شود و يا مجازاتي تعيين می شود. خير، منظور اصلاً اين نيست. منظور اين است که اگر کسي کاري را به خاطر خود کار انجام دهد و هدف ديگري را تعقيب نکند به وجود خدمت کرده است. نتایج و منافع این چنين کاري به طور خودکار و اتوماتيک انجام ميشود و به هدف ميخورد و پرداختي که موجود به اين شيوه به وجود ميکند بسيار گرانبها است. براي اين که اهميت موضوع را نشان دهم مثالي ميزنم. فرض کنيد اطرافيان يک سازمان سلطنتي و شخص شاه که قدرت اصلي یک کشور است وقتي کاري یا خدمتی براي شاه انجام ميدهند اين کار را براي خود کار انجام ميدهند و مانند بسياري ديگر که هر کاري را به خاطر قضيه ديگر انجام ميدهند و مدام منافع خود را در نظر ميگيرند کار نميکنند. چنين پرداختي نمونهاي از پرداخت درست و صالح است. نتيجه اين است که با چنين کاري ديگر مديون نخواهيد بود چون پرداخت درست انجام شده است. البته بايد توجه داشته باشيد که اين درست پرداخت کردن مرتبه محدودي ندارد که بگوييم مثلاً تا اندازه مشخصي که پرداخت کرديم ديگر جا ندارد. پرداخت هر چه قدر که خالصتر باشد مرتبه فراتري را شامل ميشود. اين ميزان به حدي است که اگر درجه خلوص پرداخت هرچه فراتر رود پرداخت به وجود به همان ميزان عاليتر و بهتر خواهد بود. اما نکته جالب اين جا است که وجود هم طبق قوانين خودش بازپرداخت خواهد داشت. من اين موضوع را چندين بار تجربه کردهام و هر بار بر اين مورد صحه گذاشته شد که وجود پنجاه و يک درصد نتيجه را به خود موجود ميدهد و چهل و نه درصد مابقي را خود بر ميدارد. ...."