تبليغاتX
خویشتن

خویشتن

نکاتی چند در باب انسان،طبیعت و ماوراطبیعه

قوانین اصیل و جاری(در ادامه ی مبحث پیشین)

بحث گذشته را آرام ادامه می دهم.در مطلب قبلی به قوانینی اشاره کردم که حال می خواهم کمی راجع به آن ها بنویسم. یک راست برویم سر اصل مطلب.

صحبت از "قوانین اصیل" (و دومی که الان می گویم:"قوانین جاری") بود.

ابتدا از قوانینی می گویم که به "قوانین جاری" موسومند.همان طور که از اسمش مشخص است در هر محیطی که جمعی از انسان ها تشکیل می دهند جاری ست.چه در قبیله ای از آدم خواران،چه در شهری مثل نیویورک و چه در سازمان های بین المللی.بدیهی است که این قوانین کاملآ مشهود و قابل رویت است و قراردادهایی هستند که انسان ها در هر جمع و جامعه ای برای برقراری نظم و امنیت خود آن ها را وضع کرده اند.برای مثال در کشوری اسلامی همانند کشور ما ،اگر خانمی چنین اجازه ای را به خود بدهد و بدون پوشش اسلامی از منزل خارج شود،طبیعی است که سریعآ و بدون فوت وقت او را دستگیر نموده و اشد مجازات را برایش در نظر می گیرند.(البته این مثال فقط جنبه ی آموزشی داشت و همان طور که میدانید کسی این حماقت را به خرج نخواهد داد). یا اگر در جایی مثل  Greece

که اهمیت زیادی برای کودکان قائلند اگر کسی با کودکی بد رفتاری بکند و او را بیازارد و خلاصه باعث ناراحتی او شود، بدترین مجازات ها را برایش در نظر می گیرند.

یکی از ویژگی های مهم قوانین جاری این است که قابل نقض و بررسی مجدد هستند و اگر ملتی بخواهد در مورد مسئله ای موضع خود را عوض کند یا در رابطه با قانونی که سالیان دراز در کشور وجود داشته تجدید نظر کند ،چون این قوانین صرفآ قراردادی هستند این کار شدنی است.به وضوح می بینیم که در هر کشوری یک سری قوانین از پیش تعریف شده دارد که یا در حال اجرا شدن است ، یا که از قبل اعمال شده است.

اما "قوانین اصیل" اینگونه نیستند.قوانینی هستند ثابت و لایتغیر و مطلق.که عادلانه و بدون از قلم انداختن چیزی ،همه چیز را محاسبه و ارزیابی می کنند.این قوانین بر خلاف قوانین جاری ،قابل مشاهده نیستند و به عبارت دیگر این قوانین را نمی شود دید و لمس کرد .ولی آنانی که از وجودش مطلع هستند می توانند به راحتی آن را در زندگی خود و اطرافیانشان احساس کنند.برای مثال  دستگاه بزرگ عدالت (بعدآ توضیح خواهیم داد) که این قوانین را اجرا می کند را تقریبآ همگی چه آگاهانه و چه نا آگاهانه تاثیراتش را در زندگی روزمره ی خود دیده ایم.این دستگاه به عنوان نمونه ای که چندان هم کسی با آن آشنایی ندارد، قوانین اصیل را به درستی اجرا و اعمال می کنند.برای مثال اگر کسی ظلمی در حق کس دیگری بکند. و مثلآ اموال او را به زور چپاول نماید،این دستگاه عدالت است که بر اساس قوانینی که در متن خود دارد موضوع را با دانایی و شعور خود بررسی و قضاوت می نماید.و به عبارتی حق را به حقدار می رساند.عدالت وجود دارای ذرات با شعور و قادریست که در آن واحد هر موضوعی را مورد بررسی قرار می دهد و چیزی از نظرش پنهان نخواهد ماند.در طبیعت عدالت وجود چیزی به نام توبه وجود ندارد.عذرخواهی هم سرش نمی شود.راه فرار و ماست مالی هم وجود ندارد! تا جایی که من می دانم هم قابل نقص و بررسی مجدد نیست.قوانینی هستند که وجود دارند و اجرا می شوند.اینکه با فرد ظالم چه می کنند و به مظلوم چه می رسد را چنان دقیق و سریع محاسبه کرده که آب از آب تکان نمی خورد اما نتیجه ای واضح و عادلانه را در بر دارد.

این قوانین همانند قانون گرانش،قوانین موجود در طبیعت و... به درستی و کاملآ صحیح در جریان است و آشنایی با آنها برای انسان هایی که درک تقریبآ صحیحی از واقعیات دارند ،بسیار مهم است.امیدوارم توانسته باشم کمی این موضوع را روشن نمایم.

تا مطلب بعدی.بدرود

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/28ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط سوگند کردی  | 

یک نکته

مطالبی که در زمینه ی تعادل و توانایی های طبیعی انسان نوشته شد به نکات تعلیمی زیبایی اشاره کرد.مثل کمک از طریق منابع کیفی و باطنی انسان در پدیده ی معمولی مثل غذا خوردن.

در این بخش اگر اشکال نداشته باشد می خواهم درباره ی یکی از تعالیم زیبای استاد بنویسم.دلیل اینکه میگویم اگر اشکال نداشته باشد، این است که چندان ربطی به مطالب گذشته ندارد.اما چون برایم بسیار جالب بود ،خواستم که آن را در این پست قرار دهم.

استاد می گویند:"آن طور که می خواهید زندگی کنید"

از جمله ی ایشان برداشت های متفاوتی می شود کرد.اما چیزی که اینجا مورد توجه است منظور و مفهوم حقیقی این جمله است. لازمه ی آزاد زیستن تنها به این معنا نیست که محفوظات را کنار زده و اهمیتی به باورهای نادرست ندهیم. بلکه انسان در یک چارچوب خاصی می تواند آن طور که می خواهد زندگی کند و این چارچوب را قوانینی تشکیل می دهند که ما به آن "قوانین اصیل" می گوییم. قوانینی که وجود دارند و اجرا می شوند.وکسی که می خواهد بنا به میل و سلیقه اش زندگی کند به واسطه و توجه به این قوانین است که خواست خود را عملی می کند. شاید بگویید باز هم که همان شد.چارچوبی مشخص.باز هم در قید و بند ها اسیر شدیم.  اما از نظر من انسانی که خارج از محدوده ی قوانین اصیل زندگی می کند و آزاد زیستن را بنا به نظر و سلیقه ی خودش تفسیر و عملی می کند فرقی با حیوانات جنگل ندارد.

مثلآ من الآن تصمیم بگیرم وسط خیابانی که پر از ماشین است ، پیاده روی کنم.یا اینکه بخواهم بر سر کودکی که کنارم است با مشت بکوبم.

و اینها بدین معنی نیستند که آن طور که می خواهم کاری را انجام دهم و از زندگی لذت ببرم.لذت بردن(به مفهوم انسانی اش البته!)تنها با تابعیت از قوانین اصیلی ست که پیروی از آن ها زندگی را برای انسان جذاب و شیرین می کند. اینکه این قوانین چه هستند و چطور عمل می کنند را در پست بعدی به طور مفصل توضیح خواهم داد. جا دارد در پایان از مادرم به خاطر ایده ی خوبش که باعث گذاشتن این مطلب شد تشکر کنم.

تا مطلب بعدی.بدرود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/25ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط سوگند کردی  |