دنیای سوفی
در حالی که سوگند مطلب نوشته است و من هم می خواستم در ادامه مطلبی او چیزی بنویسم ناگهان مطلبی بر من نازل شد. داستان این بود که مهراوه در حال خواندن کتاب دنیای سوفیبوده ناگهان در بخشی از کتاب به موضوعی بر می خورد که با نوشته های پیشین وبلاگ مرتبط بوده است. در این نوشته سوفی شخصیت اصلی داستان است و دیوید هیوم (۱۷۱۱-۱۷۷۶)یک فیلسوف مشهور انگلیسی است که به شکاکیت و رویکردهای منطقی اش مشهور است. این شما و این بخشی از کتاب دنیای سوفی
_من در هر حال فکر میکنم هر بار که سنگ را رها کنیم به زمین می افتد.
_چرا؟
_داری دیگه اذیت میکنی...
_نه سوفی اذیت نمی کنم،فیلسوف حق دارد پیوسته بپرسد چرا.و چه بسا که داریم به اصل مطلب فلسفه ی "هیوم" می رسیم.بگو ببینم از کجا چنین مطمئنی که سنگ همیشه به زمین می افتد؟
_آنقدر این را زیاد دیده ام که یقین کامل یافته ام.
_به زبان "هیوم" افتادن سنگ را به زمین بارها تجربه کرده ای،ولی هیچ وقت تجربه نکرده ای که همیشه به زمین می افتد.معمولآ می گویند سنگ به علت قوه ی جاذبه به زمین می افتد.اما ما هیچ گاه خود این قانون را تجربه نکرده ایم.تجربه ی ما فقط آن بوده است که چیز ها به زمین می افتند.
_این دو تا با هم فرق دارند؟
_کاملآ،می گویی یقین داری که سنگ به زمین می افتد چون بارها این رویداد را دیده ای."هیوم"نیز عینآ همین را می گوید.چنان عادت کرده ای که این دو امر را در پی هم ببینی که انتظار داری هر دفعه سنگی را رها کردی این روی بدهد.منظور از مفهوم"قوانین خلال ناپذیر طبیعت"همین است.
_یعنی هیوم واقعآ تصور می کرد ممکن است سنگی به زمین نیفتد؟
_یقین نیست.او هم به اندازه ی تو یقین داشت هر بار که امتحان کند به زمین می افتد.
ولی تاکید ورزید تجربه نکرده است.چرا این امر روی می دهد.
_دوباره از گلها و کودکان دور افتادیم!
_نه بر عکس.می توان کودکان را گواه اثبات داعیه هیوم قرار داد.اگر سنگ یکی دو ساعتی بالای زمین شناور بماند ،کی به نظرت بیشتر متعجب می شود؟تو یا کودک یک ساله؟
_خیال می کنم من
_چرا؟
_چون من بهتر از بچه می دانم این چقدر غیر طبیعی ست.
_و چرا بچه فکر نمی کند این غیر طبیعی ست؟
_چون هنوز نیاموخته است طبیعت چگونه عمل می کند؟
_یا شاید برای اینکه طبیعت هنوز عادت او نشده.
_متوجه ام دارید بحث را به کجا می کشید."هیوم" می خواست مردم بر هشیاری خود بیافزایند.
_حال تمرین دیگری می کنیم:فرض کنیم تو و کودک خردسالی به نمایشی بروید و ببینید شعبده باز ها اشیاء را در هوا معلق نگه می دارند.کدامتان بیشتر به وجد می افتید؟
_لابد من
_و چرا؟
_چون من می دانم چنین کاری چه اندازه ناممکن است.
_پس...سرپیچی از "قوانین طبیعت"برای بچه وجد آور نیست،چون هنوز نمیداند قوانین طبیعت چیست.
_درست است
_و ما هنوز در کانون فلسفه ی تجربه ی هیوم هستیم.و هیوم حتمآ می افزاید که کودک هنوز برده ی انتظارات عادت نشده است.بنابراین فکرش از من و تو بازتر است.کودک شاید فیلسوف بهتری نیز باشد.چون بدون هر گونه پیش داوری به میدان می آید.و این سوفی عزیزم بارزترین فضیلت فیلسوف است.کودک جهان را آنگونه که هست درک می کند.و هر چیز را در محدوده ی تجربه ی خود می بیند...
دنیای سوفی صفحات ۳۱۹ تا ۳۲۱
